تبلیغات
خوش به حال روزگار

خوش به حال روزگار
کویر سرگذشت دریایی ست که به آفتاب دل بست
قالب وبلاگ
پیراهن قرمز خوشرنگی می پوشید، به همین خاطر دخترک و دوستاش
اسمشُ گذاشته بودن گلی...

گلی هر روز صبح سرِ راهِ دخترک، با دوچرخه ی چینیِ سایزِ بیست و شش می اومد
که اونُ ببینه وُ بره سرِ کلاس. ظهر هم موقع تعطیل شدن،
سر کوچه ی دبیرستان دخترونه به دیوار تکیه می داد تا دیداری تازه کنه.
تو چشای دخترک خیره می شد، تا می خواست بره جلو حرف بزنه از خجالت سرخ می شد،راهشُ کج می کرد وُ عقب می رفت.
یه روز می خواست دل یه دریا بزنِ بره حرفِ دلشُ به اون بگه.
صدای ترمز یه ماشین مدل بالا و خنده ی چند دختر دبیرستانی.......
و صدای افتادن دوچرخه.... پیچید تو کوچه ی دبیرستان دخترونه...
حالا دخترک سوار ماشین شده بود...       


[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ شهرزاد ] [ تو بگو ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه بود
و ساندویچ دل وجگر
.... حسین پناهی

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب